مثالی کلاسیک از کاربرد داده کاوی

اغلب تجارت ها به تصميم گيريهاي استراتژيك و يا اتخاذ خط مشي هاي جديد براي خدمت رساني بهتر به مشتريان نياز دارند. به عنوان مثال فروشگاهها آرايش مغازه خود را براي ايجاد دامه مطلب...


ميل بيشتر به خريد مجدداً طراحي مي كنند. اين  مثال به داده هايي در مورد رفتار مصرفي گذشته مشتريان براي تعيين الگوهايي به وسيله داده كاوي، نياز دارند.

برای روشن تر شدن مسئله می توان مثال را اینگونه بیان کرد که در یک فروشگاه زنجیره ای پس از داده کاوی مشخص میشود که درصدی از مشتریان خرید تلویزیون ، میز تلوزیون و گلدان کریستالی را هم در همان روز و بعد از خرید تلوزیون میخرند.مدیر فروشگاه می تواند بلافاصله دستوراتی صادر کند که براساس مدلهای تلوزیون موجود میزهایی و براساس مدل میزها گلدانهای کریستالی برای فروش سفارش داده شود و غرفه های جنبی غرفه تلویزیون را به میز و گلدان کریستالی اختصاص دهد. مطمئنا حتی پس از مدت کوتاهی سود حاصل از این بخش از فروشگاه به طور قابل ملاحضه ای ترقی خواهد کرد.

 در واقع ابزار داده كــــاوي، داده را مي گيرد و يك تصوير از واقعيت به شكل مدل مي سازد، اين مدل روابط موجود در داده ها را شرح مي دهد.

 برای بهبود بهره وری از یک فروشگاه داده کاوی از داده های  انبار داده ، مدل هایی را ارائه میدهد که بیانگر این هستند که  چه محصولات يا خدماتي، به چه مشترياني، در چه زماني و از طريق چه كانالي عرضه شود.

بيشتر شركتها، بانكهاي داده اي عظيمي شامل داده هاي بازاريابي، منابع انساني و مالي را دارا هستند. بنابراين، سرمايه گذاري در زمينه انبار داده، يكي از اجزاي حياتي در استراتژي مديريت ارتباط با مشتري است.

رابطه مشتري با زمان تغيير مي كند و چنانچه تجارت و مشتري درباره يكديگر بيشتر بدانند اين رابطه تكامل و رشد مي يابد. چرخه زندگي مشتري چارچوب خوبي براي به كارگيري داده كاوي در مديريت ارتباط با مشتري فراهم مي كند. در بخش ورودي داده كاوي، چرخه زندگي مشتري مي گويد چه اطلاعاتي در دسترس است و در بخش خروجي آن، چرخه زندگي مي گويد چه چيزي احتمالاً جالب توجه است و چه تصميماتي بايد گرفته شود. داده كاوي مي تواند سودآوري مشتري هاي بالقوه را كه مي توانند به مشتريان بالفعل تبديل شوند، پيش بيني كند و اينكه تا چه مدت به صورت مشتريان وفادار خواهند ماند و چگونه احتمالاً ما را ترك خواهند كرد.

بعضي از مشتريان مرتباً مراجعاتشان را به شركتها براي كسب مزيتهايي كه طي رقابت ميان آنها به وجود مي آيد، تغيير مي دهند. در اين صورت شركتها مي توانند هدفشان را روي مشترياني متمركز كنند كه سودآوري بيشتري دارند.

بنابراين مي توان از طريق داده كاوي ارزش مشتريان را تعيين، رفتار آينده آنها را پيش بيني و تصميمات آگاهانه اي را در اين رابطه اتخاذ كرد.